از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت که هیچ گاه بی تو بودن را باور ندارم...
تنهایی ساعت دو و چهل و دو دقیقه ی نیمه شبه و من هنوز بیدارمِ، دلم هواتو كرده،دلم براي چشاي نازت و شنيدن صداي قشنگت تنگ شده،كاش پيشم بودي،كاش تنهام نمي ذاشتي..... دلم مي خواد كنارم باشي،دلم برات تنگ شده،گوشيم كنارمه،نگاش مي كنم،وسوسه ي شماره تو گرفتن يه لحظه هم آرومم نمي ذاره،اما چه كنم كه تو الان خوابي و اگه هم بيدار باشي يا وقت نداري يا حوصله.... نمي دونم چرا خدا منو دچار اين عشق يك طرفه كرد،آخه حكمتش چيه؟ من خسته م،خسته م از اين همه زجر كشيدن و تو تنهايي گريه كردن،پس كجايي خداي خوبم؟ چرا فراموشم كردي؟تو هم اشكامو نمي بيني؟تنهاييامو نمي بيني؟چرا كمكم نمي كني؟ كمك كن فراموشش كنم هم اونو و هم اون همه خاطره ي بدو، مي خوام بخوابم و وقتي بيدار شدم و تو آينه به خودم نگا كردم همون مني رو ببينم كه ۳ سال پيش بودم كمكم كن خدايا.......... كمكم كن وقتي بيدار مي شم ديگه يادم نياد كه چي كشيدم، كمكم كن خدايااااااااااااااااااااا خيلي تنهام.............. بدون تو سنگم،کنار تو ابرم بيا تا گريه کنم،سر اومده صبرم نه گريه مونده برام،نه خنده مونده برام فقط يه کابوس کشنده مونده برام کسي که هستيشو به وعده هات داده يه بار بپرس چرا به اين روز افتاده همه ش تو اين فکرم،الآن تو فکر چيه کجاست چيکار ميکنه،الان کنار کيه بدون تو سنگم،کنار تو ابرم بيا تا گريه کنم سر اومده صبرم اگه يه روز مردم،بياو گريه کن و يه شاخه نيلوفر بذار روي قبرم يه حس گيج و سمج هميشه همدممه ميگن شکنجه بسه،ميگم بازم کممه نگات چرا چشمي به من نميدوزه چرا براي دلم،دلت نمي سوزه تو فکرو ذکر مني ولي ازم دوري دلت نخواسته منو،نگو که مجبوری... چشمامو سرزنش نکن،از پسشون بر نميام پير شدم تو اين قفس،يه کم بهم نفس بده رحم و مروتت کجاست،جوونيامو پس بده فکر نميکردم بذاري زارو زمين گير بشم فکر نميکردم که يه روز اين جوري تحقير بشم اون همه که دلم برات به اب و اتيش زده بود حتي اگه سنگ بودي،دلت به رحم اومده بود دلش نخواست و نميخواد يه روز به حرفام برسه شايد مي خواد رقيب من به ارزوهام برسه پسند من تو هستي که اين همه بخت من سياست دلبر خود پسند من قله ي خوشبختي کجاست؟ ازت ميخواستم بموني،بهت ميگفتم که نري اين روزا نيستي اما باز،به پات مي افتم که نري تو فکرتم اما دلم هي ميگه فکرشم نکن يه کم به فکر تو نبود پس ديگه فکرشم نکن بقیه رو از ادامه ی مطلب بخون.
خاموش باش قرن ها نالیدن به کجاانجامید؟
تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ
آرزوهای خودت باشی...........
برای تمام آرزوهایی که می میرند...
سکوت می کنم...
سنگین تر از فریاد!!!
ادامه مطلب
تو چنگ ابراي بهار افتادم و در نميام
ادامه مطلب
| Design By : pesare jahaname |







